سلام سارا خانوم اگه بدوني ديشب چه كارهايي انجام دادي خودت از خودت مي ترسي بذار تا برات بگم همش لجبازي و زبون درازي مي كردي نمي دونم چرا آنقدر بدي كردي كه حسابي من و بابا رو عصباني كرده بودي سارا خانوم آخه اين كار چيه كه مي كني بايد شب ساعت 9 تا 10 ديگه بگيري بخوابي حالا بذار تا ديشب و برات بگم آنقدر اذيت كرده بودي كه من با شما قهر بعدش رفتم جا براي خودم انداختم و گرفتم خوابيدم تقريباً ساعت 12 شب بود بعد بابا هم گرفت خوابيد ولي شما اصلاً همش چراغ ها رو مي رفتي روشن مي كردي و من و بابا دعوات مي كرديم ولي اصلاً حرف به گوش شما نمي رفت كه نمي رفت دوباره بلند مي شدي و مي رفتي و روشن مي كردي خلاصه بالاخره راضي شدي كه خاموش باشه و...